|
شبا بارون که میزد
نفس نفس زنون و آهسته بیا و
توی غربتم بشین
شبا بارون که میزد
زیر اون شر شر بارون بمون و
سکوت تلخمو ببین
شبا بارون که میزد
دیگه از خاطره جدایی ها قصه نگو
آخه من دفتر بی قراریم
زیر آسمون بمون
ورق بزن منو همین
شبا بارون که میزد
مثل آدما نباش
که میان اشکای آسمونو از باد میگیرن
کشون کشون می برن و
توی ناودون می ریزن
شبا بارون که میزد
بدون دلم پر از غم جداییه
تو قفس نشسته چشماش به در و رهاییه
شبا بارون که میزد
توی باغ آشناییا قدم بزن
تو چشام نگاه کن و
قشنگ ترین گلو بچین
شبا بارون که میزد
خوب می دونم
یه نفر منتظر سکوتمه
یه نفر یه گوشه ای نشسته و با قطره هاش
میگه آشنای تار و پودمه
شبا بارون که میزد
واسه من که از منم فراریم
توی هر نفس نگو که با منی
دل من با ساز دل شکستگی
میگه از قفس باید دل بکنی
|