|
بعضیها٬ فقط بعضیها! بندهی هنرند و اندیشه. هنرمندان و
متفکرین و فلاسفه و که و که و که. مملو از عشق و لطافت و آرامش و شوق الهی٬ قرب و
وصل٬ حرکت و تکامل٬ مکاشفه و شهود. غرق در لذت. انسانهای پر از خدا و احساس و
انسانیت!
و بعضیها٬ فقط بعضیها! مشکلات اساسی دنیا را حل و فصل میکنند.
سیاستمداران و دولتمردان و که و که و که. مملو از حس وظیفهشناسی. پر از دغدغه و
تفکر. سرشان شلوغ است و با عمل دنیا خدا را میجویند. سرشان شلوغ است و حسب سنگینی
وظیفه جیبشان پر.
و خیلیها٬ بله خیلیها٬ بندگان بیهنر و بیاندیشه و بیپول
خدا. تنها چیزی که دارند بنده خدا هستند! بیهمه چیزانی که اصلا معلوم نیست خدا
برای چه خلقشان کرده! ضعیفان و خفیفان پیاده سپهبد پیاده سپاه. بیچیزانی که چیزی
از هنر و شوق و وصل و مکاشفه و فلسفه و سیاست حالیشان نیست. اصلا تمدن ندارند. مدتهاست
که لذت و خوشی را از یاد بردهاند و با این کارشان پشت پا زدهاند به همه فلسفه
لذت و خوشی روانشناسان جدید و شاید به بخت خودشان. این بیفکران بیتمدن دور از
انسانیت! اصلا جز ناله چیزی بلد نیستند. همانهایی که عاقبت نمیدانم روی چه حکمت
بیحساب و کتابی زمین را به ارث خواهند برد! چقدر شبیه یونان قدیم است!
|