  
|
|
پس با هر سختی البته آسانی هست (الشرح-5) و با هر سختی البته آسانی هست (الشرح-6)
|
|
So, verily, with every difficulty, there is relief (Ash-Sharh-5) Verily, with every difficulty there is relief (Ash-Sharh-6)
|
|
:: پدربزرگم ::
|
میگویند پدربزرگم بزرگ ده بود و برای خودش برو بیایی داشت. شنیدهام یک تشکچه داشت که بالای خانه – از آن بالاهایی که قدیمیها میگفتند نه پشت بام – روی آن مینشست و کارهایش را انجام میداد. پولهایش را هم زیر همان تشکچه میگذاشت و هروقت که یکی از مردم ده برای گرفتن قرض پیشش میآمد، از زیر تشکچه مقداری پول برمیداشت و به او میداد. اما خوب از آنجایی که همه جای دنیا آدم بدحساب پیدا میشود، گاهی اوقات بعضیها پول میگرفتند و به موقع پس نمیدادند و جالب اینجاست که باز هم برای گرفتن پول بیشتر مراجعه میکردند و درست در همین زمان بود که پدربزرگم یک گوشه از تشک را که زیرش خالی بود بلند میکرد، با دست به آنجا اشاره میکرد و با خنده میگفت: "ببین، نفر قبلی که پول برده هنوز پس نیاورده. هروقت پول را آورد و سر جایش گذاشت، آن را به تو میدهم." خلاصه حسابش حساب بود و کتابش کتاب، دودوتایش هم مثل ما امروزیها پنجتا و سهتا نمیشد!
|
بازگشت به ابتدای صفحه
|
لینک به همین مطلب
|
|
![]() |
|
:: گاهی اوقات... ::
|
|
گاهی اوقات چیزهایی هستند که میدانیم اما دوست نداریم باور کنیم و درست آن زمانی که اتفاق بیافتند آرزو میکنیم که ای کاش باورشان کرده بودیم...
|
بازگشت به ابتدای صفحه
|
لینک به همین مطلب
|
|
![]() |
|
:: ... ::
|
|
|
بازگشت به ابتدای صفحه
|
لینک به همین مطلب
|
|
![]() |
|
:: ... ::
|
|
چیزی برای نوشتن نیست جز دلتنگی...
|
بازگشت به ابتدای صفحه
|
لینک به همین مطلب
|
|
![]() |